الشيخ رسول جعفريان
64
دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )
امام زمان - عليه السلام - و همّت جناب حاجى باشى چنان كه سابقاً اشاره كردم از راه شرقى به يك خوشى به مكه آمديم كه ابداً معناى ناامنى و تشنگى كه از لوازم ذاتيه آن راه بود حتى صدمات ديگر و مخارجات قهريه را تا مكه به هيچ وجه نفهميديم . بنده و مرحوم حاجى واعظ در كجاوه قرار داشتيم . رفقاى ديگر سرنشين . يك شتر مخصوص حمل آب ما بود . شش نفر جَمّال و حكام داشتيم . وقتى كه خواستيم در روز پنج شنبه 24 از مدينه حركت كنيم آن شب را فرّاشان حرم در ساعت پنج و شش از شب گذشته با چوب و تازيانه و خنجر مانند اجل در منازل سادات نخاوله به بالين چادر حاج آمده از هر نفرى يك مجيدى و نيم [ 44 ] گرفتند و رفتند . بالجمله پس از اين كه با حجاج ثمانيه به صحابت دو محمل معتبر يكى شامى و يكى مصرى به امارت پسر با شرف شريف مكه وقت ظهر روز پنج شنبه 22 ذى قعده از مدينه طيبه به عزم مكه مكرمه حركت نموديم . دوساعت مانده بود به غروب كه در كنار مرقد مطهّر حضرت حمزه - عليه السلام - در صحراى احد اردو افتاد . يك فرسخ در يك فرسخ را اردو گرفت . چنان نظم اردو برقرار و كشيكچيان از تمام اطراف مواظب بودند كه پرنده را عبور به اردوى حاج ممكن نبود ، چه رسد به انسان . تا صبح ، مشاعلِ در دم خيام حاج ، مشتعل و شليك توپ پياپى . هنگام رحيل شليك توپ مىشد . وقت سكون هم كذلك . بعد از حركت هم مشعلچيان تا طلوع آفتاب مشعل در جلو اردو مىكشيدند . عساكر منصورهء عثمانى كه قرب شش هزار قاطر سوار با شش عراده توپ شربنل و مسلسل و قورخانه از زمان رحيل تا وقوف از ابتدا تا